بزرگنمایی:
خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی / در چند دهه گذشته یکی از نمونههای بارز دگرگونی الگوی کشت در شمال ایران بوده است.
شهری که روزگاری بوی پنبه و کارخانههای وابسته به آن فضای زندگی مردم را
پر میکرد، امروز با بوی توتفرنگی و شیر بلال شناخته میشود. جای پنبه را
ابتدا گوجهفرنگی گرفت و بعدها توتفرنگی، شیر بلال و کشتهای گلخانهای
رونق یافت. این تغییر نه فقط یک انتخاب اقتصادی، بلکه نتیجه دههها تجربه،
سیاستگذاریهای ناکام و فرصتهای نوین کشاورزی بوده است.
بررسی این روند نشان میدهد که کشاورزی منطقه تنها تابع شرایط طبیعی نبوده،
بلکه تحت تأثیر اقتصاد سیاسی، سیاستهای دولتی، تحولات بازار جهانی و حتی
تغییر سبک زندگی نسل جدید کشاورزان قرار داشته است.
دوران طلایی پنبه در کیاکلا
تا پیش از دهه 1350، پنبه بهعنوان طلای
سفید در بسیاری از نقاط مازندران کشت میشد. خاک حاصلخیز دشتهای کیاکلا،
بارندگی مناسب و نیروی کار فراوان باعث شده بود که این محصول به یکی از
ارکان اصلی اقتصاد محلی بدل شود. در این دوران، کارخانههای پنبهپاککنی و
روغنکشی در حوالی بابل و قائمشهر فعال بودند و محصول کیاکلا یکی از
خوراک اصلی آنها بود.
کارشناسان اقتصادی معتقدند که پنبه در آن
زمان دو کارکرد مهم ایجاد اشتغال گسترده برای زنان و مردان روستایی در فصل
برداشت و پیوند دادن کشاورزی منطقه به صنعت نساجی و روغنکشی کشور داشته
است.
اما این رونق چندان پایدار نبود. افزایش
واردات الیاف مصنوعی، هزینه بالای تولید و سیاستهای حمایتی ناکافی باعث شد
پنبهکاران بهتدریج متضرر شوند.
افول پنبه و روی آوردن به گوجهفرنگی
در دهه 1360 و 1370، به دلیل افت قیمت پنبه و
مشکلات بازار، بسیاری از کشاورزان کیاکلا کشت گوجهفرنگی را جایگزین
کردند. گوجه در این منطقه به دلیل آبوهوای معتدل و خاک حاصلخیز، عملکرد
مناسبی داشت. افزون بر آن، وجود کارخانه رب گوجهفرنگی "منبه" در حوالی
منطقه (که بعدها تعطیل شد) به کشاورزان انگیزه داد تا سطح زیر کشت را
افزایش دهند.
با این حال، بازار گوجهفرنگی هم ناپایدار
بود. نوسانات شدید قیمت، نبود صنایع تبدیلی پایدار و وابستگی به واسطهها
باعث شد بسیاری از کشاورزان از سود این محصول محروم شوند.
یکی از کشاورزان قدیمی کیاکلا در گفتگویی
اظهار کرد: یک سال گوجهفرنگی قیمت بالایی داشت و همه راضی بودند؛ سال بعد
همان محصول روی دستمان میماند. کارخانه منبه هم که تعطیل شد، دیگر
انگیزهای نماند.
ورود توتفرنگی؛ محصولی با ارزش افزوده بالا
از اوایل دهه 1380، محصولی نوپا وارد
زمینهای کشاورزی کیاکلا شد: توتفرنگی. این میوه به دلیل تقاضای بالا در
بازار، قیمت مناسب و قابلیت فرآوری در صنایع غذایی، بهسرعت جای خود را در
میان کشاورزان باز کرد.
توتفرنگی چند ویژگی مهم برداشت چندباره در
یک فصل، امکان فروش مستقیم به بازار مصرف (بدون نیاز به دلالان بزرگ) و
جذابیت برای کشاورزان جوان به دلیل بازدهی سریع دارد.
در همین دوران بود که گلخانهها نیز
آرامآرام در منطقه پا گرفتند. گلخانهها امکان کشت خارج از فصل و کنترل
شرایط محیطی را فراهم میکردند و کشاورزان دریافتند که میتوانند با
سرمایهگذاری اولیه، محصولی مطمئنتر به بازار عرضه کنند.
شیر بلال؛ محصولی محبوب در بازار محلی
همزمان با رونق توتفرنگی، شیر بلال نیز
بهعنوان یکی از محصولات زودبازده و پرطرفدار در زمینهای کیاکلا رواج
یافت. شیر بلال، بهویژه در تابستان و ایام تعطیل، بازار پررونقی دارد و به
دلیل زمان کوتاه رشد، برای کشاورز سودآوری مناسبی به همراه دارد.
کارشناسان کشاورزی میگویند بلال در
زمینهای حاصلخیز سیمرغ بازدهی بسیار بالایی دارد، مصرف تازهخوری آن باعث
میشود محصول کمتر به ضایعات دچار شود و بازارچههای محلی و جادهای در
اطراف بابل و قائمشهر به فروش سریع محصول کمک میکنند.
نقش گلخانهها در تغییر چهره کشاورزی کیاکلا
یکی از مهمترین تحولات دهه اخیر، رشد
گلخانهها در کیاکلا بوده است. با محدودیت منابع آبی و تغییرات اقلیمی،
گلخانهها بهعنوان راهحلی کارآمد مطرح شدند. امروز بخش زیادی از کشت
توتفرنگی، خیار، گوجه و سبزیجات در این منطقه بهصورت گلخانهای انجام
میشود.
کاهش مصرف آب تا 70 درصد نسبت به کشت سنتی، امکان تولید در تمام فصلهای سال
3. بهرهوری بالاتر زمینهای کوچک، کاهش خسارت ناشی از آفات و بارندگیهای غیرمنتظره از مزایای گلخانهای شدن کشتهاست.
تحلیل کارشناسی دلایل تغییر الگوی کشت
کارشناسان سه دلیل عمده برای این تغییر
عنوان میکنند که از جنبه اقتصادی پنبه و گوجهفرنگی به دلیل نوسانات بازار
و هزینههای بالا، دیگر سودآور نبودند؛ در حالی که توتفرنگی و شیر بلال
ارزش افزوده بیشتری دارند.
تغییر الگوی بارش، خشکسالیهای مقطعی و آفات پنبه باعث شد کشاورزان به سمت محصولات مقاومتر و کوتاهمدت بروند.
نسل جوان کشاورزان به دنبال محصولاتی با
بازدهی سریعتر و قابل فروش در بازارهای شهری است. همین امر انگیزه ورود به
کشت گلخانهای و محصولات جدید را افزایش داده است.
داستان تغییر الگوی کشت در کیاکلا، تنها
روایت یک منطقه کوچک نیست؛ بلکه نمادی از تحولات کشاورزی در کل شمال ایران
است. از روزگار پنبهزارها و کارخانههای منبه گرفته تا امروز که
گلخانههای توتفرنگی و شیر بلال چشمانداز شهر را تغییر دادهاند، همواره
یک نکته مشترک بوده است: کشاورزان کیاکلا با هوش اقتصادی و سازگاری با
شرایط، توانستهاند راهی برای بقا و توسعه پیدا کنند./مجید اسدی